فیلم ایرکالا – رویای گیلگمش، اثری درام و جنگی به کارگردانی محمد جباره الدراجی، داستان کودکی را روایت میکند که در خیابانهای آشفته بغداد به دنبال راهی برای بازگرداندن پدر و مادر ازدسترفتهاش میگردد. او به افسانههای باستانی بینالنهرین پناه میبرد؛ افسانههایی که در ذهنش راهی برای فرار از واقعیت تلخ زندگی باز میکنند.
این فیلم بهجای روایت یک ماجراجویی اسطورهای در گذشته، افسانه گیلگمش را به زندگی کودکان در عراق معاصر پیوند میدهد. نتیجه، داستانی درباره سوگ، فقر، خشونت و امید است که میکوشد از زاویه نگاه کودکان، زخمهای یک جامعه را به تصویر بکشد. در این مقاله از هابینا، داستان فیلم، بازیگران، نظر منتقدان، نقاط قوت و ضعف و ارزش تماشای آن را بررسی میکنیم.
معرفی فیلم ایرکالا – رویای گیلگمش
|
مشخصات |
جزئیات |
|---|---|
|
نام فارسی |
ایرکالا – رویای گیلگمش |
|
نام انگلیسی |
Irkalla: Gilgamesh's Dream |
|
عنوان اصلی |
Irkalla: Dreams of Gilgamesh |
|
سال انتشار |
۲۰۲۵ |
|
نوع اثر |
فیلم سینمایی |
|
ژانر |
درام، جنگی |
|
مدتزمان |
حدود ۱۰۷ تا ۱۰۹ دقیقه، بسته به منبع |
|
کارگردان |
محمد جباره الدراجی، Mohamed Al-Daradji |
|
نویسندگان |
محمد جباره الدراجی، Mohamed Al-Daradji و کریم تراجیا، Karim Traïdia |
|
بازیگران اصلی |
یوسف هشام الذهبی، Youssef Husham Al-Thahabi؛ حسین رعد زویر، Hussein Raad Zuwayr؛ عامر جباره، Ameer Jabarah؛ سمر کاظم جواد، Samar Kazem Jawad |
|
کشورهای سازنده |
عراق، امارات متحده عربی، قطر، فرانسه، بریتانیا و عربستان سعودی |
|
زبان اصلی |
عربی |
|
نخستین نمایش |
جشنواره فیلم لوکارنو در سال ۲۰۲۵ |
فیلم در سال ۲۰۲۵ در جشنواره لوکارنو به نمایش درآمد و سپس در جشنوارههایی از جمله جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو حضور پیدا کرد. این مسیر جشنوارهای نشان میدهد که اثر از ابتدا برای جلب توجه مخاطبان سینمای مستقل و بینالمللی طراحی شده است.
خلاصه داستان فیلم ایرکالا – رویای گیلگمش
داستان در بغداد سال ۲۰۱۹ میگذرد؛ شهری که درگیریهای خیابانی، بحرانهای اجتماعی و حضور گروههای مسلح، زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار دادهاند. در میان این آشفتگی، چومچوم، پسربچهای ۹ ساله که به دیابت مبتلا است، تلاش میکند با واقعیتی دردناک کنار بیاید: پدر و مادرش را از دست داده است و هنوز نمیتواند نبود آنها را بپذیرد.
چومچوم به افسانه گیلگمش و جهان زیرزمینی مردگان باور پیدا میکند. او تصور میکند رود دجله دروازهای به سوی ایرکالا، سرزمین مردگان، در خود پنهان کرده است؛ جایی که شاید بتواند دوباره به پدر و مادرش برسد و آنها را به زندگی بازگرداند. این باور برای او تنها یک خیال کودکانه نیست، بلکه راهی برای تحمل فقدان و ادامه دادن زندگی است.
در سوی دیگر داستان، دوست بزرگتر او، مودی، با تهدیدهای متفاوتی روبهرو است. در محیطی که کودکان از امنیت، حمایت و فرصتهای عادی زندگی محروماند، خشونت و جذب شدن به فعالیت گروههای مسلح میتواند به بخشی از واقعیت روزمره آنها تبدیل شود.
فیلم از همین نقطه، دو مسیر را در کنار یکدیگر قرار میدهد: تلاش چومچوم برای پیدا کردن راهی افسانهای به سوی خانوادهاش و تلاش مودی برای دوام آوردن در دنیایی که هر روز بیشتر او را به سمت خشونت میکشاند. تقابل این دو مسیر، پرسش اصلی فیلم را شکل میدهد: وقتی واقعیت تا این اندازه بیرحم است، کودکی چگونه میتواند امیدش را حفظ کند؟
بازیگران فیلم ایرکالا – رویای گیلگمش چه کسانی هستند؟
|
نام بازیگر |
نام انگلیسی |
نقش و اهمیت شخصیت |
|---|---|---|
|
یوسف هشام الذهبی |
Youssef Husham Al-Thahabi |
چومچوم، پسربچهای ۹ ساله که در جستوجوی والدین ازدسترفتهاش به افسانه گیلگمش پناه میبرد |
|
حسین رعد زویر |
Hussein Raad Zuwayr |
مودی، دوست بزرگتر چومچوم که با خطر خشونت و کشیده شدن به فعالیت گروههای مسلح مواجه است |
|
عامر جباره |
Ameer Jabarah |
از بازیگران فیلم که در شکلگیری جهان داستان نقش دارد |
|
سمر کاظم جواد |
Samar Kazem Jawad |
از بازیگران فیلم؛ اطلاعات عمومی منتشرشده درباره جزئیات شخصیت او محدود است |
|
لوجین استار نعیمال |
Lojin Star Naimal |
از بازیگران فیلم؛ جزئیات کامل نقش او در منابع عمومی بهروشنی ثبت نشده است |
|
جبار الجنابی |
Jabbar al Janabi |
بازیگر نقش شیخ |
کارگردان و نویسندگان فیلم چه کسانی هستند؟
محمد جباره الدراجی، Mohamed Al-Daradji، کارگردان و یکی از نویسندگان فیلم است. او در این اثر از تجربه سینمایی خود برای پیوند دادن زندگی روزمره مردم عراق با میراث اسطورهای بینالنهرین استفاده میکند.
کریم تراجیا، Karim Traïdia، از نویسندگان فیلمنامه است. در اطلاعات منتشرشده از سوی منابع سینمایی، نام شاهد امین، Shahad Ameen، و حسن فلیح، Hasan Falih، نیز در گروه نویسندگان دیده میشود. ایزابل استید، Isabelle Stead، هم در اطلاعات IMDb بهعنوان یکی از نویسندگان داستان معرفی شده است.
نقد و بررسی فیلم ایرکالا – رویای گیلگمش
مهمترین ایده فیلم، کنار هم قرار دادن بغداد معاصر و جهان اسطورهای گیلگمش است. این انتخاب فقط برای ایجاد فضایی رازآلود انجام نشده، بلکه به هسته عاطفی داستان ارتباط دارد. چومچوم در جهانی زندگی میکند که راهحلهای واقعی برای رنجهایش بسیار محدودند؛ به همین دلیل، افسانه به او امکان میدهد چیزی را تصور کند که واقعیت از او گرفته است.
این ایده ظرفیت زیادی دارد. اسطوره در اینجا به زبان کودکانهای برای توضیح مرگ، فقدان و آرزوی بازگشت عزیزان تبدیل میشود. تماشاگر لازم نیست با تمام جزئیات حماسه گیلگمش آشنا باشد تا با انگیزه شخصیت اصلی ارتباط برقرار کند. میل یک کودک به بازگرداندن والدینش، احساسی قابل فهم و فراتر از مرزهای فرهنگی است.
با این حال، ایده قدرتمند بهتنهایی برای ساخت یک روایت منسجم کافی نیست. مارکو استوییلکوویچ، منتقد سایت سینمایی Cineuropa، معتقد است فیلم پس از معرفی موقعیتها و شخصیتها به سمت پیشبینیپذیری میرود و گاهی در انتقال پیامهای خود بیش از اندازه مستقیم عمل میکند. از نگاه او، اثر با وجود برخورداری از اصالت و قدرت عاطفی، در ظرافت روایت و تازگی داستان محدودیتهایی دارد.
شخصیتپردازی؛ دو نگاه متفاوت به بقا
چومچوم و مودی دو واکنش متفاوت به یک محیط خشن را نمایندگی میکنند. چومچوم هنوز میخواهد باور کند که راهی برای بازگرداندن آنچه ازدسترفته وجود دارد. مودی بیشتر به فشارهای عملی زندگی نزدیک است و در معرض انتخابهایی قرار میگیرد که میتوانند او را به سمت خشونت سوق دهند.
این تقابل از نقاط مهم فیلم است، زیرا داستان را از یک روایت ساده درباره کودکان آسیبدیده فراتر میبرد. پرسش فقط این نیست که چه بلایی بر سر این کودکان آمده است؛ مسئله این است که آنها برای زنده ماندن چه چیزهایی را حفظ میکنند و چه چیزهایی را از دست میدهند.
با این حال، شخصیتپردازی زمانی اثرگذارتر میشود که مخاطب بتواند تغییرات شخصیتها را در رفتار، تصمیمها و روابطشان دنبال کند. در برخی نقدهای منتشرشده، به کمبود عمق در شخصیتها و نوسان میان واقعگرایی و ملودرام اشاره شده است. این مسئله باعث میشود بخشی از ظرفیت عاطفی داستان، بهجای آنکه از دل رفتار شخصیتها بیرون بیاید، به پیام آشکار فیلم وابسته بماند.
کارگردانی؛ بغداد بهعنوان بخشی از روایت
یکی از جنبههای قابل توجه فیلم، استفاده از فضای شهری بغداد است. شهر صرفا پسزمینه اتفاقها نیست؛ خیابانها، ساختمانهای فرسوده و حاشیه رود دجله بخشی از تجربه شخصیتها را شکل میدهند. محیطی که در آن بازی و خیالپردازی کودکان با خطرهای واقعی درهم میآمیزد، به روایت بُعد اجتماعی میدهد.
این شیوه، فاصله میان اسطوره و زندگی روزمره را کاهش میدهد. جهان باستانی گیلگمش در کنار نشانههای یک شهر معاصر قرار میگیرد و به مخاطب یادآوری میکند که داستانهای مربوط به مرگ، جنگ و جستوجوی رستگاری هنوز در زندگی انسانها حضور دارند.
نقد سایت Cineccentric نیز به فضای بصری زمخت فیلم، استفاده از دوربین متحرک و بافت واقعی خیابانها اشاره میکند؛ عناصری که به بازنمایی زندگی ناپایدار کودکان کمک میکنند. در عین حال، این نقد معتقد است روایت در بخشهایی میان واقعگرایی، افسانه و ملودرام سرگردان میشود و انسجام خود را از دست میدهد.
بازیها؛ تاثیر نگاه کودکانه در برابر محدودیتهای اجرا
بازیگران جوان بار عاطفی قابل توجهی را بر دوش دارند. بخش زیادی از همدلی مخاطب با چومچوم از موقعیت آسیبپذیر او و فاصله میان آرزوهای کودکانهاش با واقعیت پیرامونش شکل میگیرد. اگر تماشاگر بتواند این تضاد را باور کند، بخش مهمی از تاثیر فیلم منتقل میشود.
با این حال، اجرای بازیگران جوان در تمام لحظهها یکدست ارزیابی نشده است. نقد Cineccentric به مصنوعی بودن برخی دیالوگها و ناهماهنگی در اجرای بعضی صحنهها اشاره میکند. در این ارزیابی، سکوت و واکنشهای غیرکلامی بازیگران گاهی باورپذیرتر از گفتوگوهای آنها به نظر میرسد.
این نکته در فیلمی با چنین موضوعی اهمیت دارد. وقتی داستان بر تجربه زیسته کودکان تکیه میکند، کوچکترین نشانه تصنع میتواند مخاطب را از موقعیت احساسی صحنه بیرون بیاورد. در نتیجه، بازیها در کنار لحظات تاثیرگذار، با محدودیتهایی نیز روبهرو هستند.
موسیقی و ریتم؛ وقتی احساسات بیش از اندازه هدایت میشوند
موسیقی فیلم در شکل دادن به فضای غمبار و پرتنش داستان نقش دارد. با این حال، موسیقی احساسی اگر بیش از اندازه بر واکنش مخاطب تاکید کند، ممکن است بهجای تقویت صحنه، احساس مورد انتظار را به او تحمیل کند.
منتقد Cineuropa نیز موسیقی ارکسترال اثر را در برخی لحظهها بیش از اندازه مستقیم و تاکیدکننده توصیف کرده است. از سوی دیگر، روایت در نیمه دوم با افزایش آشفتگی و تعدد رخدادها روبهرو میشود؛ موضوعی که میتواند تاثیرگذاری برخی لحظهها را کاهش دهد.
ریتم فیلم در نتیجه میان دو نیاز قرار میگیرد: از یک سو باید فرصت کافی برای مشاهده زندگی کودکان و شکلگیری دنیای خیالی چومچوم فراهم کند و از سوی دیگر، تنشهای اجتماعی و سیاسی بغداد را به داستان وارد کند. هر جا این دو مسیر بهخوبی با هم هماهنگ میشوند، فیلم به نتیجهای تاثیرگذار میرسد؛ اما هر جا پیام اجتماعی بر پیشرفت طبیعی داستان غلبه میکند، روایت کمی سنگین و قابل پیشبینی میشود.
منتقدان درباره فیلم چه نظری دارند؟
واکنش منتقدان به این فیلم یکدست نیست. برخی، اصالت فضای عراقی، پیوند اسطوره و واقعیت و توجه به کودکان آسیبدیده از جنگ را از ویژگیهای مهم اثر میدانند. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند فیلم گاهی بیش از اندازه به سمت احساساتگرایی میرود و پیام اجتماعی خود را مستقیم بیان میکند.
نامراتا جوشی، منتقد روزنامه نیو ایندین اکسپرس، در نقد خود به این نکته اشاره کرده که روایت بهتدریج قابل پیشبینی میشود و در برخی لحظهها از نظر عاطفی بیش از اندازه بر مخاطب فشار میآورد. جوزف فهیم، منتقد مدیا ایست، نیز ارزیابی بسیار انتقادیتری از نحوه پرداخت داستان و نمایش رنجهای اجتماعی ارائه داده است.
در سوی دیگر، نقد سینئوروپا بر اصالت و ظرفیت نمادین فیلم تاکید میکند. این اختلاف نظر نشان میدهد که ارزش فیلم تا حد زیادی به انتظارات مخاطب بستگی دارد: کسی که به سینمای اجتماعی و بازنمایی زندگی در شرایط بحرانی علاقه دارد، ممکن است ارتباط بیشتری با اثر برقرار کند تا بینندهای که به دنبال فیلمنامهای ظریف و کاملا منسجم است.
جمعبندی نهایی؛ آیا ایرکالا – رویای گیلگمش فیلم خوبی است؟
ایرکالا – رویای گیلگمش تلاشی برای پیوند دادن یکی از اسطورههای کهن منطقه با واقعیت تلخ زندگی کودکان در عراق معاصر است. فیلم از طریق داستان چومچوم و مودی، درباره فقدان، امید، خشونت و شرایطی صحبت میکند که کودکان را وادار میکند زودتر از زمان معمول با دشواریهای بزرگسالان روبهرو شوند.
نقطه قوت اصلی اثر، انتخاب موضوع و فضای متمایز آن است. پیوند میان رود دجله، اسطوره گیلگمش و زندگی خیابانی بغداد، به داستان ظرفیت نمادین میدهد. در مقابل، پیشبینیپذیری بخشهایی از فیلمنامه، احساساتگرایی مستقیم و نابرابری برخی اجراها مانع از آن میشوند که فیلم در تمام بخشها به ظرفیت خود برسد.
در نهایت، این اثر برای مخاطبی مناسب است که سینما را تنها وسیلهای برای سرگرمی نمیداند و به فیلمهایی علاقه دارد که از طریق داستانهای شخصی، مسائل اجتماعی بزرگتری را مطرح میکنند. ایرکالا – رویای گیلگمش شاید در ساختار روایی بینقص نباشد، اما ایده مرکزی آن و تصویری که از کودکی در سایه جنگ ارائه میدهد، دلایلی کافی برای قرار دادن آن در فهرست تماشای علاقهمندان سینمای اجتماعی هستند.
علاقهمندان میتوانند این فیلم را با بهترین کیفیت از هابینا تماشا کنند.