فیلم دونده The Runner یک تریلر اکشن و روان‌شناختی محصول سال ۲۰۲۶ به کارگردانی کوین مک‌دونالد (Kevin Macdonald) است که گل گدوت (Gal Gadot) را در نقش یک وکیل موفق و مادر گرفتار یک کابوس شهری قرار می‌دهد. فیلم با مدت‌زمان کوتاه ۸۴ دقیقه تلاش می‌کند تمام داستانش را تقریباً در یک بازه زمانی فشرده روایت کند؛ ایده‌ای که روی کاغذ می‌تواند یک تریلر نفس‌گیر بسازد، اما در اجرا همیشه به نتیجه مورد انتظار نمی‌رسد.

فیلم در تاریخ ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ از طریق Prime Video منتشر شد و در ژانرهای اکشن، درام و تریلر قرار می‌گیرد. فیلمنامه را مارک گیبسون (Mark Gibson) نوشته و در کنار گل گدوت، بازیگرانی مانند دیمین لوئیس (Damian Lewis) و روری ویلموت (Rory Wilmot) در آن حضور دارند.

مشخصات فیلم The Runner

عنوان اطلاعات
نام فیلم The Runner
سال تولید ۲۰۲۶
کارگردان کوین مک‌دونالد – Kevin Macdonald
نویسنده مارک گیبسون – Mark Gibson
بازیگران اصلی گل گدوت، دیمین لوئیس، روری ویلموت
ژانر اکشن، تریلر، درام
مدت زمان ۱ ساعت و ۲۴ دقیقه
درجه سنی PG-۱۳
پلتفرم انتشار Prime Video
زبان انگلیسی

 

خلاصه داستان فیلم دونده The Runner

مایا مارتن (Maia Marten) یک وکیل موفق در لندن است که زندگی نسبتا منظم و حرفه‌ای دارد. صبحی معمولی که برای دویدن از خانه خارج شده، با یک تماس تلفنی همه‌چیز تغییر می‌کند.

پسرش نوآ (Noah) ربوده شده و فردی ناشناس از آن سوی تلفن کنترل اوضاع را در دست دارد. خواسته آدم‌ربا عجیب و بی‌رحمانه است: مایا باید در سطح شهر حرکت کند، دستورات او را یکی‌یکی اجرا کند و در نهایت فردی را که قرار است به عنوان شاهد مهم یک پرونده جنایی در دادگاه حاضر شود، به قتل برساند.

مشکل اینجاست که مایا اجازه ندارد توقف کند یا از پلیس کمک بگیرد.

آدم‌ربا حتی به اطلاعات پزشکی نوآ، که مبتلا به دیابت است، دسترسی دارد و با استفاده از تلفن همراه مایا او را تحت فشار روانی بیشتری قرار می‌دهد. بنابراین دویدن مایا فقط یک تلاش برای رسیدن به مقصد نیست؛ هر دقیقه می‌تواند برای جان پسرش تعیین‌کننده باشد.

از همین نقطه، فیلم وارد یک تعقیب‌وگریز شهری می‌شود؛ مایا باید از خیابان‌های لندن عبور کند، با آدم‌های مختلف روبه‌رو شود و در حالی که تقریبا هیچ فرصتی برای توقف ندارد، بفهمد چه کسی پشت این ماجرا قرار گرفته و چرا او انتخاب شده است.

نقد و بررسی فیلم دونده The Runner

ایده‌ای جذاب که می‌توانست خیلی بهتر باشد

بزرگ‌ترین مشکل The Runner این نیست که ایده بدی دارد؛ اتفاقا ایده اولیه فیلم یکی از جذاب‌ترین بخش‌های آن است.

تصور کنید یک مادر در حالی که در خیابان‌های لندن می‌دود، از طریق تلفن همراهش دستور دریافت می‌کند و می‌داند اگر از حرکت بایستد، احتمال دارد پسرش جانش را از دست بدهد.

این ایده به‌تنهایی ظرفیت ساخت یک تریلر بسیار پرتنش را دارد.

فیلم هم در دقایق ابتدایی موفق می‌شود همین حس اضطراب را منتقل کند. مایا ناگهان از یک زندگی عادی وارد شرایطی می‌شود که تقریبا هیچ کنترلی روی آن ندارد. خیابان‌های شلوغ لندن هم محیط مناسبی برای چنین داستانی هستند.

اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که فیلم باید از این ایده ساده، یک داستان کامل بسازد.

فیلمنامه به‌جای اینکه موقعیت را به‌تدریج پیچیده‌تر کند، خیلی زود شروع به اضافه کردن اتفاقات مختلف می‌کند. در نتیجه به‌جای اینکه هر مرحله از داستان خطرناک‌تر و هیجان‌انگیزتر شود، بعضی اتفاقات بیشتر شبیه بهانه‌ای برای فرستادن دوباره مایا به نقطه بعدی هستند.

گل گدوت | بازیگری که بیشتر می‌دود تا بازی کند

گل گدوت بدون شک یکی از مهم‌ترین دلایل ساخته شدن چنین فیلمی در اطراف یک شخصیت زن اکشن است.

مایا باید تقریباً تمام فیلم را در حال حرکت باشد و گدوت از نظر فیزیکی کاملاً برای چنین نقشی آماده به نظر می‌رسد. دویدن‌های طولانی، فرار از خودروها، عبور از خیابان‌ها و موقعیت‌های خطرناک، از نظر فیزیکی اجرای قابل قبولی دارند.

مشکل اینجاست که شخصیت مایا به اندازه کافی پرداخت نشده است.

فیلم انتظار دارد مخاطب فقط به دلیل مادر بودن مایا با او همراه شود، اما برای ایجاد یک ارتباط عاطفی عمیق، اطلاعات چندانی درباره شخصیت، گذشته و روابط او ارائه نمی‌کند.

IGN نیز با وجود اشاره به تلاش گدوت برای حفظ انرژی فیلم، معتقد است که نتیجه نهایی رضایت‌بخش نیست و نقش دیمین لوئیس نیز کمتر از ظرفیت او استفاده شده است.

در واقع، گدوت بخش فیزیکی نقش را بهتر از بخش احساسی آن اجرا می‌کند. مایا در حال دویدن باورپذیر است، اما در لحظاتی که فیلم به اضطراب، ترس یا بحران اخلاقی او نیاز دارد، فیلمنامه فضای کافی برای شکل‌گیری این احساسات ایجاد نمی‌کند.

دیمین لوئیس | یکی از فرصت‌های از دست‌رفته فیلم

دیمین لوئیس (Damian Lewis) در نقش صدای ناشناس پشت تلفن، انتخاب بسیار خوبی است.

صدای او از همان ابتدا نوعی تهدید سرد و کنترل‌شده ایجاد می‌کند. مشکل اینجاست که فیلم از حضور او به اندازه کافی استفاده نمی‌کند.

شخصیت «تماس‌گیرنده» می‌توانست یکی از نقاط قوت اصلی داستان باشد؛ یک شخصیت مرموز که مخاطب مدام درباره هویت، انگیزه و ارتباطش با مایا حدس بزند.

اما فیلم اطلاعات لازم را به شکل مناسبی پخش نمی‌کند و در نهایت، شخصیت او بیشتر یک ابزار روایی برای دستور دادن به مایا باقی می‌ماند.

این موضوع در نقد IGN نیز مطرح شده و استفاده محدود از دیمین لوئیس یکی از ضعف‌های فیلم دانسته شده است.

لندن | بهترین بازیگر مکمل فیلم

اگر قرار باشد یک عنصر فیلم به The Runner هویت بدهد، آن عنصر لندن است.

فیلم از خیابان‌ها، پل‌ها، مترو، کانال‌ها و شلوغی شهر استفاده می‌کند و تلاش دارد لندن را به یک زمین بازی بزرگ برای تعقیب‌وگریز تبدیل کند.

مایا در طول داستان از موقعیت‌های مختلف عبور می‌کند و فیلم دائماً او را در محیط‌های متفاوت قرار می‌دهد.

این بخش باعث می‌شود فیلم حداقل از نظر بصری کاملاً بی‌تحرک نباشد.

اما مشکل فیلمبرداری بیش از حد سریع این است که گاهی حس موقعیت جغرافیایی از بین می‌رود. کات‌های متعدد، حرکت دوربین و استفاده زیاد از تصاویر سریع باعث می‌شوند بعضی صحنه‌ها بیشتر شبیه یک موزیک‌ویدئو به نظر برسند تا یک تعقیب‌وگریز سینمایی.

راجر ایبرت نیز دقیقا به همین موضوع اشاره کرده و معتقد است تدوین بسیار سریع باعث می‌شود مخاطب درک مناسبی از حرکت، فاصله و جغرافیای صحنه نداشته باشد.

مشکل اصلی The Runner؛ منطق داستان

اینجا همان جایی است که فیلم بیشترین ضربه را می‌خورد.

برای لذت بردن از یک تریلر اکشن، همیشه لازم نیست همه‌چیز کاملاً واقع‌گرایانه باشد. فیلم‌های این ژانر معمولاً از مخاطب می‌خواهند کمی از منطق روزمره فاصله بگیرد.

اما The Runner در بعضی نقاط آن‌قدر از منطق فاصله می‌گیرد که تعلیق فیلم از بین می‌رود.

  1. چرا آدم‌ربا باید مایا را مجبور به انجام این کارها کند؟
  2. چرا با وجود دسترسی گسترده به تلفن و اطلاعات او، روش‌های ساده‌تر و منطقی‌تر برای رسیدن به هدف انتخاب نمی‌شوند؟
  3. چرا بعضی تصمیم‌های شخصیت‌ها با توجه به شرایط بحرانی داستان منطقی به نظر نمی‌رسند؟

این پرسش‌ها به مرور بیشتر می‌شوند.

راجر ایبرت حتی فیلمنامه را متهم می‌کند که توجه کافی به رفتار طبیعی انسان‌ها و حتی نحوه عملکرد فناوری‌های مدرن ندارد.

این همان مشکلی است که باعث می‌شود فیلم در نیمه دوم به جای ایجاد اضطراب، گاهی مخاطب را به فکر کردن درباره ایرادهای داستان وادار کند.

آیا فیلم واقعا هیجان‌انگیز است؟

پاسخ کوتاه این است: گاهی.

The Runner در برخی صحنه‌ها موفق می‌شود ریتم مناسبی ایجاد کند. زمانی که مایا در خیابان‌ها حرکت می‌کند و زمان علیه اوست، فیلم حس فشار و اضطراب قابل قبولی دارد.

اما مشکل اینجاست که فیلم تقریباً همیشه با یک سرعت ثابت حرکت می‌کند.

هیجان زمانی مؤثر است که فیلم بین سکوت و انفجار، آرامش و خطر، مکث و حرکت تعادل ایجاد کند.

The Runner بیشتر شبیه یک خط مستقیم است.

مایا می‌دود، دستور می‌گیرد، به مقصد بعدی می‌رود و دوباره اتفاقی رخ می‌دهد.

پس از مدتی این فرمول تکراری می‌شود.

به همین دلیل است که با وجود مدت زمان تنها ۸۴ دقیقه، فیلم در بخش‌هایی طولانی‌تر از چیزی که واقعاً هست احساس می‌شود.

فیلمنامه و پایان‌بندی

فیلمنامه مارک گیبسون (Mark Gibson) ایده جذابی دارد اما در توسعه آن موفق نیست.

یکی از ضعف‌های اصلی فیلم این است که تلاش می‌کند در کنار داستان اصلی، درباره وابستگی انسان به تلفن همراه، نظارت دیجیتال و نقش فناوری در زندگی روزمره نیز حرف بزند.

این موضوع می‌توانست جالب باشد؛ چون تمام کابوس مایا از طریق تلفن همراه کنترل می‌شود.

اما این مضمون به شکل مستقیم و سطحی مطرح می‌شود و فرصت پیدا نمی‌کند به یک لایه جدی در داستان تبدیل شود.

پایان فیلم نیز از نقاط بحث‌برانگیز آن است.

فیلم تلاش می‌کند در پرده پایانی چند غافلگیری ارائه کند، اما بخشی از این غافلگیری‌ها به جای اینکه مخاطب را شگفت‌زده کند، حس می‌کند داستان برای رسیدن به پایان دلخواه مجبور شده قواعد خودش را تغییر دهد.

به همین دلیل، پایان‌بندی برای بخشی از مخاطبان رضایت‌بخش نخواهد بود.

نقدهای سایت‌های معتبر درباره فیلم دونده The Runner

بازخورد منتقدان حرفه‌ای نسبت به فیلم در مجموع بسیار منفی بوده است.

در Rotten Tomatoes، فیلم در زمان بررسی با امتیاز منتقدان حدود ۱۱ درصد و امتیاز مخاطبان حدود ۳۳ درصد روبه‌رو بوده است. اجماع منتقدان فیلم را تریلری پرسرعت اما توخالی می‌داند که تکیه آن بر روایت هم‌زمان و فیلمنامه کم‌رمق، بیشتر سردرد ایجاد می‌کند تا تعلیق.

در Metacritic نیز فیلم امتیاز ۲۸ از ۱۰۰ را از منتقدان دریافت کرده که نشان‌دهنده واکنش «عموماً نامطلوب» است.

بن لی از The Guardian فیلم را فاقد هیجان کافی می‌داند و معتقد است در چنین فیلمی، حتی اگر قرار باشد با منطق یک فیلم درجه‌دو کنار بیاییم، نبود هیجان واقعی قابل چشم‌پوشی نیست.

اسکات کولورا در IGN به فیلم امتیاز ۵ از ۱۰ داده است. از نظر او گل گدوت تمام تلاشش را می‌کند فیلم را سرپا نگه دارد و چند صحنه اکشن قابل قبول هم وجود دارد، اما پایان‌بندی و استفاده محدود از دیمین لوئیس باعث می‌شود نتیجه نهایی رضایت‌بخش نباشد.

برایان تالریکو از RogerEbert.com حتی صریح‌تر برخورد کرده و مشکل اصلی فیلم را منطق ضعیف فیلمنامه می‌داند. از نظر او فیلم بیش از حد به تدوین سریع و حرکت متکی شده و در نتیجه به جای ایجاد اضطراب واقعی، بیشتر باعث سردرگمی می‌شود.

نقد Variety نیز فیلم را یک تریلر پرانرژی اما بیش از حد آشنا و فاقد تازگی کافی توصیف کرده است. مشکل اصلی از نگاه این نقد، این است که ظاهر شیک فیلم نمی‌تواند کمبود عمق داستان و تعلیق را جبران کند.

The A.V. Club برخورد بسیار تندتری داشته و فیلم را اثری ناموفق در رسیدن به هدف خود توصیف کرده است؛ هرچند شکست‌های فیلم از نظر منتقد این سایت تا حدی باعث سرگرم‌کننده شدن آن برای تماشاگرانی می‌شود که از تماشای فیلم‌های بد اما عجیب لذت می‌برند.

حاشیه‌های The Runner

یکی از نکات جالب پیرامون فیلم، قرار گرفتن آن در دوره‌ای است که بحث استفاده از هوش مصنوعی در صنعت سینما دوباره بسیار داغ شده است.

گل گدوت هم‌زمان با تبلیغ The Runner درباره همکاری با فناوری‌های هوش مصنوعی صحبت کرد و از این دیدگاه دفاع کرد که سینما ناچار است با این فناوری کار کند و نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. این اظهارات در رسانه‌هایی مانند Variety بازتاب پیدا کرد.

از طرف دیگر، استفاده فیلم از تلفن همراه، نظارت دیجیتال و دسترسی به اطلاعات شخصی، باعث شده مضمون «فناوری به عنوان ابزار کنترل» یکی از موضوعات قابل توجه فیلم باشد.

البته منتقدان معتقدند فیلم در پرداخت این موضوع چندان عمیق عمل نمی‌کند و بیشتر به اشاره‌های مستقیم و ساده بسنده می‌کند.

نکته دیگر اینکه The Runner با فیلم دیگری به نام Runner محصول ۲۰۲۶ اشتباه گرفته شده است؛ فیلمی متفاوت با بازی آلن ریچسون و اوون ویلسون. این دو فیلم هیچ ارتباط داستانی با یکدیگر ندارند و شباهت اسمی آن‌ها در زمان انتشار باعث سردرگمی‌هایی شده است.

بازیگران فیلم The Runner

  • گل گدوت  Gal Gadot

در نقش مایا مارتن (Maia Marten)، وکیل موفق و مادری که برای نجات پسرش مجبور می‌شود وارد یک بازی خطرناک شود.

  • دیمین لوئیس  Damian Lewis

در نقش تماس‌گیرنده (The Caller)، فرد ناشناسی که از طریق تلفن مایا را کنترل می‌کند.

  • روری ویلموت  Rory Wilmot

در نقش نوآ مارتن (Noah Marten)، پسر مایا که ربوده شدن او آغازگر اتفاقات فیلم است.

  • آلفرد انوک  Alfred Enoch

از دیگر بازیگران فیلم است که در داستان حضور دارد.

  • فینیکس دی سباستیانی  Phoenix Di Sebastiani

از بازیگران حاضر در فیلم در نقش تافا است. فهرست عوامل فیلم نشان می‌دهد تعداد زیادی از بازیگران در نقش‌های کوتاه و مکمل حضور دارند.

نقاط قوت فیلم

  • ایده اولیه جذاب و مناسب یک تریلر شهری
  • استفاده خوب از لوکیشن‌های لندن
  • حضور فیزیکی قابل قبول گل گدوت در صحنه‌های تعقیب‌وگریز
  • ریتم نسبتا سریع
  • مدت زمان کوتاه
  • چند صحنه اکشن قابل قبول
  • فضای مناسب برای تماشای یک فیلم سبک و کم‌تعهد

نقاط ضعف فیلم

  • فیلمنامه کم‌عمق
  • تصمیم‌های غیرمنطقی شخصیت‌ها
  • شخصیت‌پردازی ضعیف
  • استفاده ناکافی از دیمین لوئیس
  • تدوین بیش از حد سریع
  • تلاش ناموفق برای ایجاد عمق فلسفی
  • پایان‌بندی نه‌چندان قانع‌کننده
  • تکراری شدن فرمول «بدو، دستور بگیر، به مقصد بعدی برو»
  • تعلیق کمتر از چیزی که ایده فیلم وعده می‌دهد

جمع‌بندی؛ آیا The Runner ارزش تماشا دارد؟

فیلم دونده The Runner از آن فیلم‌هایی است که ایده اولیه‌اش جذاب‌تر از محصول نهایی است.

داستان یک مادر که برای نجات فرزندش مجبور است بدون توقف در خیابان‌های لندن بدود، روی کاغذ می‌تواند یک تریلر پرتنش و حتی بسیار سرگرم‌کننده باشد. حضور گل گدوت و دیمین لوئیس نیز در ابتدا این انتظار را بیشتر می‌کند.

اما فیلم در مرحله اجرا نمی‌تواند از ظرفیت ایده خودش استفاده کند.

کوین مک‌دونالد تلاش کرده با تدوین سریع، دوربین متحرک و تعقیب‌وگریزهای متعدد، انرژی فیلم را بالا نگه دارد، اما این شتاب دائمی در نهایت نتیجه معکوس می‌دهد. وقتی همه‌چیز با سرعت بالا اتفاق می‌افتد، دیگر فرصت کافی برای شکل گرفتن تعلیق وجود ندارد.

گل گدوت از نظر فیزیکی کاملاً برای نقش آماده است و یکی از قابل‌قبول‌ترین جنبه‌های فیلم را ارائه می‌دهد، اما شخصیت مایا به فیلمنامه‌ای قوی‌تر نیاز داشت تا از یک قهرمان اکشن صرف به شخصیتی تبدیل شود که واقعا بتوان با او همراه شد.

در نهایت، The Runner بیشتر یک تریلر سریع و مصرفی برای یک شب است تا فیلمی که مدت زیادی در ذهن بماند.

اگر انتظار یک فیلم اکشن پرزرق‌وبرق با داستان پیچیده و شخصیت‌پردازی عمیق وجود داشته باشد، احتمالا ناامیدکننده خواهد بود. اما اگر هدف فقط تماشای یک فیلم ۸۴ دقیقه‌ای با دویدن، تعقیب‌وگریز، خطر و چند غافلگیری باشد، می‌تواند برای یک بار تماشا قابل قبول باشد.

علاقه‌مندان می‌توانند فیلم دونده را با زیرنویس فارسی از هابینا تماشا کنند.