فیلم سوپرگرل Supergirl محصول ۲۰۲۶ یکی از مهمترین آزمونهای جهان سینمایی تازه دیسی است. فیلمی که قرار نیست تنها نسخهای زنانه از سوپرمن باشد و از همان ابتدا تلاش میکند تصویری متفاوت از کارا زور-ال ارائه دهد؛ قهرمانی که برخلاف کلارک کنت، کودکی خود را در آرامش روی زمین نگذرانده و بخش بزرگی از زندگیاش را با خاطره نابودی کریپتون، مرگ نزدیکان و احساس گمکردن خانه سپری کرده است.
کارگردانی این فیلم را کریگ گیلسپی بر عهده دارد و میلی آلکاک در نقش کارا زور-ال یا همان سوپرگرل ظاهر شده است. فیلمنامه را آنا نوگایرا بر اساس کمیک Supergirl: Woman of Tomorrow نوشته تام کینگ و بیلکیس اورلی نوشته است. فیلم در ساختار تازه DCU و در ادامه مسیر آغازشده با سوپرمن ۲۰۲۵ قرار میگیرد.
اما مسئله اصلی این است که آیا سوپرگرل واقعا توانسته هویت مستقل خودش را پیدا کند یا هنوز در نهایت مجبور است برای دیدهشدن کنار شخصیتهایی مثل سوپرمن و لوبو قرار بگیرد؟
پاسخ، برخلاف چیزی که از یک فیلم ابرقهرمانی معمول انتظار میرود، ساده نیست.
داستان فیلم سوپرگرل چیست؟
داستان فیلم روی کارا زور-ال تمرکز دارد؛ دختری کریپتونی که برخلاف سوپرمن، نابودی سیارهاش را در سنین پایین تجربه کرده و با خاطره از دست دادن خانواده و جهان گذشتهاش بزرگ شده است.
کارا در ابتدای فیلم تصویری کاملا متفاوت از قهرمان کلاسیک دیسی دارد. او شاد و امیدوار نیست و قرار نیست نسخه زنانه همان الگوی اخلاقی سوپرمن باشد. کارا خسته، سرخورده و تا حدی بیهدف است و برای فرار از فشارهای روحی زندگی به مهمانی و الکل پناه میبرد.
نقطه تغییر داستان زمانی شکل میگیرد که روثی مری نول، دختر جوانی از سیارهای دیگر، برای گرفتن انتقام مرگ پدرش سراغ کارا میآید. قاتل پدر روثی، کرم آو د یلو هیلز، یک جنایتکار فضایی و قاچاقچی انسان است که در همان مسیر کریپتو، سگ محبوب کارا، را نیز مسموم میکند.
کارا و روثی در نهایت وارد سفری میان سیارهها میشوند تا کرم را پیدا کنند.
در ظاهر با یک داستان انتقامی طرف هستیم، اما فیلم تلاش میکند ماجرا را به چیزی فراتر از تعقیب یک شرور تبدیل کند. سفر کارا در واقع سفری برای روبهروشدن با گذشته خودش است و روثی نیز باید بفهمد انتقام تا کجا میتواند به عدالت نزدیک باشد.
همین نقطه، یکی از مهمترین تفاوتهای سوپرگرل با بسیاری از فیلمهای ابرقهرمانی اخیر دیسی است.
سوپرگرل در این فیلم چه تفاوتی با سوپرمن دارد؟
یکی از جذابترین ایدههای فیلم این است که کارا قرار نیست همان چیزی باشد که از یک قهرمان کریپتونی انتظار داریم.
سوپرمن در روایت جدید دیسی شخصیتی است که زمین او را ساخته است. کلارک کنت کودکیاش را در خانوادهای انسانی گذرانده و یاد گرفته قدرتش را با همدلی و مسئولیت همراه کند.
اما کارا تقریبا مسیر معکوس را طی کرده است.
او ابتدا کریپتونی است که زمین را تجربه میکند، نه انسانی که ریشهای کریپتونی دارد.
این تفاوت روانی اهمیت زیادی دارد. کارا جهان را از زاویه کسی میبیند که چیزی برای از دست دادن داشته و بعد همهچیز را از دست داده است. بنابراین طبیعی است که مفهوم قهرمانی برای او با کلارک تفاوت داشته باشد.
فیلم از همین تضاد استفاده میکند تا سوپرگرل را به قهرمانی زخمیتر، خشنتر و بیقرارتر تبدیل کند.
در واقع عنوان سوپرگرل تا حدی برای فیلم یک سوال است: آیا کارا میخواهد قهرمان باشد یا فقط میخواهد با گذشتهاش کنار بیاید؟
میلی آلکاک؛ مهمترین نقطه قوت فیلم
اگر قرار باشد تنها یک دلیل برای تماشای سوپرگرل ۲۰۲۶ انتخاب شود، آن دلیل میلی آلکاک است.
آلکاک تلاش میکند کارا را از قالب قهرمان زن کلیشهای خارج کند. او قرار نیست همیشه قدرتمند، مرتب و مطمئن به نظر برسد. در بسیاری از لحظات فیلم، کارا شخصیتی آشفته و حتی خودویرانگر است.
همین ویژگی باعث میشود اجرای آلکاک از جنس بازیهای رایج در فیلمهای ابرقهرمانی نباشد.
بخشی از نقدهای مثبت فیلم نیز دقیقا به همین موضوع اشاره کردهاند. گاردین بازی آلکاک را یکی از نقاط جذاب فیلم دانسته و از انرژی متفاوت او در نقش کارا تمجید کرده است. فایننشال تایمز نیز اجرای او را یکی از عناصر اصلی موفقیت فیلم دانسته، هرچند درباره ناهماهنگی لحن فیلم تردیدهایی مطرح کرده است.
آلکاک در نقش کارا بیش از آنکه بخواهد «ابر قهرمان» بازی کند، تلاش میکند انسانی را بازی کند که قدرت فوقالعاده دارد اما هنوز نمیداند با زندگی خودش چه کند.
این تفاوت، به شخصیت عمق بیشتری میدهد.
رابطه کارا و روثی؛ قلب احساسی فیلم
یکی از بهترین تصمیمهای فیلمنامه، قرار دادن روثی در کنار کاراست.
روثی دختری جوان است که پدرش را از دست داده و تنها هدفش گرفتن انتقام است. کارا نیز زنی است که سالها با فقدان و خشم زندگی کرده است.
بنابراین این دو شخصیت در ظاهر تفاوت زیادی دارند، اما از نظر احساسی در یک نقطه مشترک قرار گرفتهاند.
هر دو نمیدانند با غم خود چه کنند.
هر دو میخواهند فقدان را به خشم تبدیل کنند.
و هر دو باید در طول داستان یاد بگیرند که انتقام لزوما به معنای رهایی نیست.
ایو ریدلی در نقش روثی نیز عملکرد قابلقبولی دارد و فیلم از طریق رابطه این دو شخصیت تلاش میکند داستانی درباره انتقال تجربه و بلوغ عاطفی بسازد.
در بهترین لحظات فیلم، رابطه کارا و روثی بیشتر شبیه رابطه دو انسان زخمی است تا رابطه یک قهرمان و همراه جوان او.
ماجرای انتقام در سوپرگرل
فیلم بر پایه یک پرسش اخلاقی مهم ساخته شده است:
اگر کسی تمام زندگیاش را برای انتقام گرفتن از قاتل عزیزش صرف کند، بعد از انتقام چه چیزی برایش باقی میماند؟
این پرسش در داستان روثی اهمیت زیادی دارد.
او ابتدا انتقام را نوعی عدالت میبیند. اما کارا بهتدریج متوجه میشود که کشتن دشمن لزوما درد گذشته را از بین نمیبرد.
این مضمون به تجربه شخصی خود کارا نیز مربوط میشود. او از کودکی با نابودی کریپتون زندگی کرده و هیچ مجازاتی نمیتواند آن جهان را به او برگرداند.
در نتیجه فیلم در بهترین لحظاتش میان دو مفهوم عدالت و انتقام فاصله میگذارد.
مشکل اینجاست که فیلمنامه در بعضی بخشها به جای اعتماد به همین مضمون، بیش از اندازه آن را توضیح میدهد.
کرم؛ یکی از نقاط ضعف فیلم
ماتیاس شونارتس در نقش کرم آو د یلو هیلز از نظر ظاهری و حضور روی پرده ظرفیت تبدیلشدن به یک شرور قدرتمند را دارد، اما فیلم در پرداخت شخصیت او چندان موفق نیست.
کرم بیشتر از آنکه یک شخصیت چندلایه باشد، نماینده شرارت است.
این مسئله زمانی بیشتر به چشم میآید که شخصیت اصلی فیلم خودش پیچیدگی روانی قابلتوجهی دارد.
در یک فیلم بهتر، میتوانستیم شروری داشته باشیم که علاوه بر تهدید فیزیکی، از نظر فکری یا اخلاقی نیز کارا و روثی را به چالش بکشد.
اما کرم عمدتا همان مانعی است که قهرمانان باید از میان بردارند.
برخی نقدهای منفی فیلم نیز دقیقا روی همین مسئله دست گذاشتهاند و شخصیت شرور و کیفیت درگیریهای اکشن را از نقاط ضعف اثر دانستهاند.
لوبو؛ جذاب، اما اضافه
یکی از جنجالیترین تصمیمهای فیلم استفاده از لوبو با بازی جیسون موموآ است.
موموآ طبیعتا برای چنین شخصیتی انتخاب بسیار مناسبی به نظر میرسد. حضور فیزیکی، انرژی کمدی و شخصیت سرکش او با ویژگیهای لوبو همخوانی دارد.
مشکل این است که فیلم گاهی بیش از اندازه به حضور او وابسته میشود.
لوبو در بسیاری از صحنهها بهراحتی توجه مخاطب را از کارا میگیرد. این خطر وجود دارد که فیلمی که قرار است نخستین ماجراجویی مستقل سوپرگرل باشد، تبدیل به ویترینی برای معرفی چند شخصیت محبوب شود.
گاردین حضور موموآ را سرگرمکننده توصیف کرده، اما در عین حال اشاره کرده که فیلم هنوز باید برای هویت مستقل قهرمان اصلی خودش فضای بیشتری ایجاد کند.
از این نظر، لوبو همزمان یکی از سرگرمکنندهترین و بحثبرانگیزترین عناصر فیلم است.
کریپتو؛ چیزی بیشتر از یک حیوان بامزه
کریپتو در فیلم تنها برای ایجاد لحظات خندهدار حضور ندارد.
رابطه کارا با کریپتو یکی از راههایی است که فیلم برای نشان دادن وجه انسانیتر شخصیت اصلی استفاده میکند.
در جهانی که کارا احساس میکند همهچیز را از دست داده، کریپتو بخشی از زندگی روزمره اوست.
بنابراین آسیبدیدن کریپتو برای کارا صرفا یک حادثه داستانی نیست، بلکه ضربهای احساسی است که او را مجبور میکند دوباره وارد عمل شود.
البته فیلم گاهی از این رابطه برای ایجاد شوخیهای ساده استفاده میکند، اما در مجموع کریپتو کارکرد روایی مشخصی دارد.
آیا اکشن فیلم خوب است؟
اینجا سوپرگرل با مشکل جدی روبهرو میشود.
فیلم از نظر طراحی جهان و خلق محیطهای فضایی ایدههای جالبی دارد، اما کیفیت برخی صحنههای اکشن به اندازه جاهطلبی داستان نیست.
مشکل اصلی فقط کیفیت جلوههای ویژه نیست. مسئله مهمتر این است که برخی مبارزهها وزن دراماتیک لازم را ندارند.
وقتی شخصیت اصلی آنقدر قدرتمند است، ایجاد خطر واقعی برای او دشوار میشود. فیلم باید بتواند محدودیتهای کارا را تعریف کند تا مبارزهها معنا پیدا کنند.
در بخشهایی از سوپرگرل، صحنههای اکشن بیشتر شبیه عبور اجباری از یک مرحله به مرحله بعدی هستند.
به همین دلیل برخی منتقدان از مبارزههای شلوغ، کماثر و گاه بینظم فیلم انتقاد کردهاند.
لحن فیلم؛ بزرگترین مشکل سوپرگرل
شاید مهمترین ضعف فیلم نه فیلمنامه باشد و نه جلوههای ویژه، بلکه لحن آن باشد.
سوپرگرل همزمان میخواهد چند فیلم مختلف باشد:
یک داستان انتقامی تاریک.
یک فیلم جادهای فضایی.
یک کمدی ابرقهرمانی.
یک داستان بلوغ.
یک درام درباره سوگ و تروما.
و در نهایت بخشی از جهان بزرگتر DCU.
ترکیب این عناصر روی کاغذ جذاب است، اما در اجرا همیشه به تعادل نمیرسد.
فایننشال تایمز نیز به همین ناهماهنگی اشاره کرده و فیلم را اثری جسور اما نابرابر دانسته است.
در یک صحنه فیلم میخواهد درباره آسیب روانی کارا حرف بزند و چند دقیقه بعد ناگهان وارد یک موقعیت کمدی میشود.
این تغییر لحن در آثار جیمز گان چیز تازهای نیست، اما تفاوت مهم اینجاست که سوپرگرل در بخشهایی درباره موضوعات سنگینی مثل سوگ، انتقام، قاچاق انسان و فروپاشی روانی صحبت میکند.
وقتی فیلم از چنین موضوعاتی استفاده میکند، شوخیهای بعدی باید با دقت بیشتری طراحی شوند.
تاثیر جیمز گان بر فیلم
اگرچه کریگ گیلسپی کارگردان فیلم است، حضور جیمز گان بهعنوان تهیهکننده و چهره اصلی جهان تازه دیسی کاملا قابل تشخیص است.
انرژی پاپ، موسیقی پرتحرک، موجودات عجیب فضایی، شوخیهای ناگهانی و ترکیب تراژدی با طنز از ویژگیهایی هستند که مخاطب را به آثار گان یادآوری میکنند.
این رویکرد برای ساختن یک جهان سینمایی سرگرمکننده موثر است، اما یک خطر هم دارد.
اگر تمام فیلمهای DCU بیش از اندازه به یک زبان مشترک وابسته شوند، شخصیتها کمکم بخشی از هویت مستقل خود را از دست میدهند.
سوپرگرل زمانی بهترین عملکرد را دارد که از فرمول جیمز گان فاصله میگیرد و روی کارا تمرکز میکند.
آیا سوپرگرل یک فیلم فمینیستی است؟
فیلم آشکارا تلاش میکند شخصیت زن خود را از قالبهای سنتی فیلمهای ابرقهرمانی خارج کند.
کارا قرار نیست قهرمانی بینقص باشد.
او خشمگین است، اشتباه میکند، الکل مصرف میکند، از مسئولیت فرار میکند و حتی گاهی رفتارهایی دارد که با تصویر قهرمان ایدهآل فاصله دارد.
همین ویژگیها اتفاقا به شخصیت او هویت میدهند.
فیلم همچنین درباره رابطه میان کارا و روثی، استقلال زنانه و نگاه متفاوت به مفهوم قدرت صحبت میکند.
اما فمینیسم فیلم بیشتر در سطح شخصیتپردازی باقی میماند و در برخی لحظات به اندازهای که میتوانست ریشهدار نیست.
گاردین نیز به برخی جنبههای جنسیتی و فمینیستی فیلم اشاره کرده و از رویکرد متفاوت آن نسبت به قهرمان زن استقبال کرده است.
تفاوت فیلم با کمیک Supergirl: Woman of Tomorrow
فیلم از کمیک Supergirl: Woman of Tomorrow نوشته تام کینگ و بیلکیس اورلی الهام گرفته است.
اصل داستان، یعنی همراهشدن کارا با روثی برای گرفتن انتقام از کرم، از همان منبع میآید.
اما فیلم در پایان مسیر خود تغییراتی ایجاد میکند.
مهمترین تغییر مربوط به سرنوشت کرم و تصمیم نهایی کارا و روثی است. در کمیک، مسئله انتقام و عدالت مسیر پیچیدهتری دارد، در حالی که فیلم تلاش میکند به یک پایان سینمایی مستقیمتر برسد.
همین تغییر برای برخی مخاطبان ناامیدکننده بوده است، زیرا یکی از جذابیتهای کمیک در ابهام اخلاقی و پیچیدگی تصمیمهای شخصیتهاست.
این تغییر نشان میدهد سازندگان برای انتقال داستان به سینما، بخشی از ظرافت منبع اصلی را سادهتر کردهاند.
سوپرمن چه نقشی در فیلم دارد؟
دیوید کورنسوت در نقش سوپرمن حضور کوتاهی دارد.
این حضور از نظر داستانی مهم است، اما فیلم تلاش میکند اجازه ندهد کلارک کنت دوباره مرکز توجه باشد.
این تصمیم درست است.
اگر سوپرمن بیش از اندازه در داستان حضور داشت، فیلم بهراحتی تبدیل به داستانی درباره رابطه سوپرمن و دخترعمویش میشد.
فیلم باید ثابت میکرد کارا بدون حضور کلارک هم میتواند شخصیت اصلی یک داستان بزرگ باشد.
در مجموع، حضور کوتاه سوپرمن بیشتر نقش اتصالدهنده به جهان DCU را دارد تا اینکه بخواهد داستان را تحت تاثیر قرار دهد.
واکنش منتقدان به سوپرگرل
واکنش منتقدان به فیلم از ابتدا یکدست نبوده است.
برخی منتقدان انرژی فیلم، بازی میلی آلکاک و تلاش آن برای متفاوتکردن سوپرگرل را تحسین کردند. گاردین فیلم را اثری سرزنده و پرانرژی دانست و از روشنبودن مسیر داستان استقبال کرد.
در مقابل، نقدهای منفیتر روی سطحیبودن فیلمنامه، ضعف شخصیت شرور، اکشنهای کماثر و ناهماهنگی لحن تمرکز داشتند. نقد RogerEbert.com نیز فیلم را از نظر ایده و بازی آلکاک قابلتوجه میداند، اما معتقد است فیلم در پرداخت شخصیت اصلی به اندازه ظرفیتش پیش نمیرود.
در مجموع، اختلاف میان نقدها خودش نکته جالبی درباره فیلم است.
سوپرگرل اثری نیست که همه مخاطبان دقیقا یک چیز از آن برداشت کنند.
برای بعضیها، جسارت فیلم نقطه قوت آن است.
برای بعضی دیگر، همین جسارت به پراکندگی تبدیل شده است.
چرا فیلم در گیشه شکست خورد؟
سوپرگرل با وجود قرارگرفتن در جهان تازه دیسی نتوانست انتظارهای تجاری را برآورده کند.
گزارشهای منتشرشده رقم فروش جهانی فیلم را حدود ۱۲۶ میلیون دلار در برابر بودجهای در محدوده ۱۷۰ تا ۱۸۰ میلیون دلار اعلام کردهاند.
این شکست فقط نتیجه کیفیت فیلم نیست.
فیلم در دورهای منتشر شد که مخاطبان نسبت به بسیاری از آثار ابرقهرمانی اشباع شدهاند و نام دیسی بهتنهایی دیگر تضمینکننده فروش بالا نیست.
از طرف دیگر، سوپرگرل فیلمی نیست که بهراحتی بتواند مخاطب عمومی را جذب کند. شخصیت اصلی برای بسیاری از تماشاگران نسبت به سوپرمن و بتمن شناختهشده نیست و لحن متفاوت فیلم نیز ممکن است بخشی از مخاطبان سنتی را پس زده باشد.
جالب اینجاست که ورود فیلم به HBO Max واکنش مثبتتری از سوی بخشی از مخاطبان ایجاد کرده است و گزارشهای تازه از استقبال قابلتوجه آن در فضای پخش خانگی خبر میدهند.
این اتفاق شاید نشان دهد سوپرگرل بیشتر از آنکه فیلم مناسبی برای یک رویداد عظیم سینمایی باشد، اثری است که در فضای خانگی فرصت بیشتری برای پیدا کردن مخاطب خودش دارد.
دوبله فارسی فیلم سوپر گرل را از هابینا تماشا کنید.