بازی مرکب Squid Game: The Challenge یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌های نتفلیکس در حوزه رئالیتی شو است؛ برنامه‌ای که ایده اصلی سریال محبوب Squid Game را از دنیای داستانی بیرون می‌آورد و آن را به یک مسابقه واقعی با حضور ۴۵۶ شرکت‌کننده تبدیل می‌کند.

اینجا خبری از گلوله واقعی و مرگ شرکت‌کننده‌ها نیست، اما ساختار بازی‌ها، لباس‌های سبز، نگهبان‌های صورتی، خوابگاه بزرگ، عروسک معروف بازی «چراغ قرمز، چراغ سبز» و فضای سرد و کنترل‌شده مسابقه، عمدا همان حس آشنای سریال کره‌ای را بازسازی می‌کند.

تفاوت بزرگ این است که این بار حذف شدن هر بازیکن به معنای از‌دست دادن فرصت رسیدن به جایزه ۴.۵۶ میلیون دلاری است؛ جایزه‌ای که در زمان پخش فصل اول، بزرگ‌ترین جایزه نقدی تاریخ یک برنامه تلویزیونی محسوب می‌شد.

در ظاهر، ایده ساده است: همان بازی‌های آشنای Squid Game را با آدم‌های واقعی اجرا کنید.

اما چیزی که باعث می‌شود این برنامه ارزش تماشا داشته باشد، خود بازی‌ها نیست؛ بلکه دیدن رفتار آدم‌هایی است که وقتی پای چند میلیون دلار وسط باشد، چطور اتحاد می‌سازند، دروغ می‌گویند، اعتماد می‌کنند، خیانت می‌کنند و گاهی برای نجات خودشان تصمیم‌هایی می‌گیرند که تماشای آنها چندان راحت نیست.

اطلاعات سریال Squid Game: The Challenge

عنوان اطلاعات
نام انگلیسی Squid Game: The Challenge
نام فارسی بازی مرکب: چالش
سال انتشار ۲۰۲۳
ژانر رئالیتی شو، مسابقه، بقا
کشور سازنده آمریکا و بریتانیا
شبکه Netflix
تعداد شرکت‌کننده‌ها ۴۵۶ نفر
جایزه نهایی ۴.۵۶ میلیون دلار
مدت هر قسمت حدود ۱ ساعت
درجه سنی TV-14
وضعیت ادامه دارد
فصل اول ۱۰ قسمت
زبان انگلیسی

خلاصه داستان Squid Game: The Challenge

در این برنامه ۴۵۶ شرکت‌کننده وارد رقابتی بزرگ می‌شوند که ساختار آن از سریال کره‌ای Squid Game گرفته شده است.

هر شرکت‌کننده با یک شماره مشخص وارد بازی می‌شود و باید در مجموعه‌ای از چالش‌های فیزیکی، ذهنی، اجتماعی و شانسی دوام بیاورد.

اولین بازی همان چراغ قرمز، چراغ سبز است؛ اما این بار به جای کشته شدن، بازیکنی که قوانین را رعایت نکند یا شکست بخورد، از مسابقه حذف می‌شود.

پس از آن بازی‌های مختلفی مانند دالگونا، تیله‌بازی، پل شیشه‌ای و چند چالش جدید وارد رقابت می‌شوند.

اما با کم شدن تعداد شرکت‌کننده‌ها، داستان از یک مسابقه ساده فاصله می‌گیرد.

اتحادها شکل می‌گیرند. گروه‌ها برای کنار زدن رقیبان برنامه‌ریزی می‌کنند. بعضی بازیکن‌ها تبدیل به رهبر گروه می‌شوند و بعضی دیگر تلاش می‌کنند تا حد امکان در حاشیه بمانند.

در این میان، نکته جذاب این است که پول فقط یک جایزه در انتهای مسیر نیست؛ حضور آن در تمام مراحل روی رفتار شرکت‌کننده‌ها تاثیر می‌گذارد.

هر حذف به معنی نزدیک‌تر شدن جایزه به نفرات باقی‌مانده است.

و همین مسئله باعث می‌شود یک بازی ساده کودکانه، به آزمایشی برای شناخت رفتار انسان تبدیل شود.

نقد و بررسی Squid Game: The Challenge

بزرگ‌ترین نقطه قوت؛ ایده ساده اما بسیار اعتیادآور

بازی مرکب Squid Game: The Challenge خیلی زود مشخص می‌کند که قرار نیست یک رئالیتی شو معمولی باشد.

جذابیت اصلی از جایی شکل می‌گیرد که تماشاگر متوجه می‌شود هر تصمیم کوچک می‌تواند سرنوشت یک شرکت‌کننده را تغییر دهد.

در یک قسمت ممکن است یک نفر به‌دلیل مهارت فیزیکی جلو بیفتد و در قسمت بعد به‌دلیل یک تصمیم اجتماعی ساده حذف شود.

همین غیرقابل‌پیش‌بینی بودن، برنامه را جلو می‌برد.

درواقع چیزی که باعث می‌شود تماشای قسمت‌های بعدی سخت متوقف شود، فقط بازی‌ها نیست. سوال اصلی این است که چه کسی به چه کسی اعتماد خواهد کرد؟

1. چه کسی خیانت می‌کند؟
2. چه کسی حاضر است برای نجات خودش، یک نفر دیگر را قربانی کند؟
3. چه کسی تا پایان به همان شخصیتی که در ابتدای برنامه نشان داده وفادار می‌ماند؟

بازی‌ها: جایی که برنامه واقعا می‌درخشد

بزرگ‌ترین برگ برنده تولید، طراحی بازی‌هاست.

بعضی از آنها مستقیما از سریال اصلی گرفته شده‌اند و بعضی دیگر برای نسخه واقعی طراحی شده‌اند.

چراغ قرمز، چراغ سبز از همان ابتدا ابعاد عظیم برنامه را نشان می‌دهد. دیدن صدها نفر با لباس‌های یکسان که در یک فضای بزرگ منتظر فرمان عروسک هستند، دقیقا همان تصویری است که طرفداران سریال انتظارش را دارند.

دالگونا هم به همان اندازه اضطراب ایجاد می‌کند، چون این بار شکست فقط یک لحظه ناراحت‌کننده نیست؛ شرکت‌کننده می‌داند با کوچک‌ترین اشتباه، چند میلیون دلار از‌دسترس خارج می‌شود.

اما جذاب‌ترین بخش زمانی شروع می‌شود که برنامه از بازسازی ساده بازی‌های سریال فاصله می‌گیرد.

چالش‌های اجتماعی و تصمیم‌های گروهی باعث می‌شوند مسابقه فقط به قدرت بدنی وابسته نباشد.

در نتیجه، کسی که سریع‌تر می‌دود لزوما برنده نیست.

کسی که قوی‌تر است لزوما جلو نمی‌افتد.

گاهی حتی یک بازیکن آرام و کم‌حرف که در پس‌زمینه حرکت می‌کند، می‌تواند از بسیاری از افراد پرسروصدا خطرناک‌تر باشد.

وقتی بازی به روان آدم‌ها وارد می‌شود

یکی از ویژگی‌های جالب برنامه این است که هرچه تعداد بازیکن‌ها کمتر می‌شود، فضای آن هم تغییر می‌کند.

قسمت‌های ابتدایی بیشتر درباره جمعیت و مقیاس هستند.

اما در نیمه دوم، داستان بیشتر روی چند شخصیت محدود تمرکز می‌کند.

همین تغییر باعث می‌شود ارتباط با شرکت‌کننده‌ها بیشتر شود.

در قسمت‌های اولیه، حذف صدها نفر ممکن است فقط یک عدد به نظر برسد.

اما وقتی تعداد شرکت‌کننده‌ها به چند ده نفر می‌رسد، حذف هر نفر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

اتحادها دیگر فقط یک ابزار برای بقا نیستند.

رابطه‌ها شکل می‌گیرند و همین موضوع باعث می‌شود بعضی تصمیم‌ها برای تماشاگر هم ازنظر احساسی سنگین شوند.

آیا برنامه واقعا شبیه Squid Game است؟

ازنظر ظاهر، پاسخ تقریبا کاملا مثبت است.

ازنظر محتوا، داستان کمی متفاوت می‌شود.

سریال اصلی درباره فقر، بدهی، نابرابری اقتصادی، استثمار انسان‌ها و تبدیل شدن زندگی افراد به یک بازی برای ثروتمندان بود.

اما The Challenge همان ساختار را به یک محصول سرگرمی تبدیل می‌کند.

و این دقیقا مهم‌ترین تناقض برنامه است.

سریال اصلی می‌گفت این سیستم انسانی را به یک ابزار تبدیل می‌کند.

نسخه واقعی می‌گوید حالا بیایید همین سیستم را برای سرگرمی تماشا کنیم.

این تناقض باعث شد تعدادی از منتقدان نسبت به اصل ساخت برنامه انتقاد داشته باشند.

بزرگ‌ترین مشکل؛ تناقض اخلاقی برنامه

این قسمت شاید مهم‌ترین نکته در نقد بازی مرکب Squid Game: The Challenge باشد.

سریال اصلی یک نقد اجتماعی بسیار روشن نسبت به سرمایه‌داری و اختلاف طبقاتی بود.

اما نسخه واقعی همان نمادها را برداشته و آنها را به یک مسابقه برای سرگرمی تبدیل کرده است.

منتقدان متعددی دقیقا به همین مسئله اشاره کردند.

Rotten Tomatoes در جمع‌بندی نظر منتقدان، برنامه را ازنظر طراحی بازی‌ها جذاب و اعتیادآور می‌داند، اما معتقد است اجرای کاملا جدی آن باعث می‌شود بخشی از روح انتقادی اثر اصلی ازبین برود.

این اختلاف بسیار معنی‌دار است.

یعنی بخش بزرگی از مخاطبان از تماشای مسابقه لذت برده‌اند، اما منتقدان بیشتر درگیر این سوال شده‌اند که آیا اصلا تبدیل کردن پیام Squid Game به چنین مسابقه‌ای تصمیم درستی بوده است یا نه.

بهترین بخش برنامه: شرکت‌کننده‌ها

Variety یکی از نکات مثبت اصلی برنامه را خود شرکت‌کننده‌ها می‌داند.

در نگاه اول، ۴۵۶ نفر عددی بسیار بزرگ است و ممکن است تصور شود شناختن افراد در چنین جمعیتی غیرممکن است.

اما هرچه رقابت جلو می‌رود، تعدادی از شرکت‌کننده‌ها شخصیت مشخص پیدا می‌کنند.

بعضی رهبر می‌شوند.

بعضی استراتژیست.

بعضی محبوب.

و بعضی هم به شخصیت‌هایی تبدیل می‌شوند که تماشاگر دوست دارد هرچه زودتر حذف شوند.

همین شکل‌گیری شخصیت‌ها باعث می‌شود برنامه از یک مسابقه ساده فاصله بگیرد.

نقدهای سایت‌های معتبر درباره Squid Game: The Challenge

Rotten Tomatoes

فصل اول در Rotten Tomatoes امتیاز ۴۹ درصد از منتقدان و ۷۸ درصد از مخاطبان دریافت کرده است.

این اختلاف یکی از جالب‌ترین نکات درباره واکنش به برنامه است.

منتقدان بیشتر روی تضاد اخلاقی برنامه با پیام سریال اصلی تمرکز کرده‌اند، اما مخاطبان بیشتر با خود مسابقه ارتباط گرفته‌اند.

Metacritic

Metacritic برای فصل اول امتیاز ۵۲ از ۱۰۰ ثبت کرده که در دسته Mixed or Average قرار می‌گیرد.

این امتیاز بر اساس ۲۳ نقد منتقدان ثبت شده و ترکیب نقدها شامل ۸ نقد مثبت، ۸ نقد متوسط و ۷ نقد منفی است.

 The Guardian

The Guardian امتیاز ۸۰ از ۱۰۰ داده است.

این نقد قبول دارد که برنامه ممکن است یک محصول تجاری ساخته‌شده از موفقیت Squid Game به نظر برسد، اما در عین حال معتقد است به‌عنوان یک مسابقه تلویزیونی، بسیار سخت می‌توان تماشای آن را متوقف کرد.

Entertainment Weekly

Entertainment Weekly امتیاز ۸۳ از ۱۰۰ داده و تنوع شرکت‌کننده‌ها و تغییرات خلاقانه در بازی‌های اصلی را از نقاط قوت برنامه دانسته است.

از نگاه این نقد، برنامه بدون نیاز به خشونت واقعی توانسته همان حس تعلیق و درام انسانی را ایجاد کند.

 Variety

Variety به فصل اول امتیاز ۸۰ از ۱۰۰ داده است.

تمرکز اصلی این نقد روی شرکت‌کننده‌هاست و معتقد است هرچه تعداد بازیکن‌ها کمتر می‌شود، برنامه جذاب‌تر و شخصی‌تر می‌شود.

 IGN

IGN امتیاز ۶۰ از ۱۰۰ داده است.

این نقد معتقد است ترکیب برنامه بدون فیلمنامه با ظاهر و نمادهای Squid Game گاهی به مرز بدسلیقگی نزدیک می‌شود؛ با این حال، درنهایت برنامه را سرگرم‌کننده می‌داند.

The Hollywood Reporter

The Hollywood Reporter امتیاز ۳۰ از ۱۰۰ داده و یکی از تندترین نقدها را نسبت به برنامه نوشته است.

از نگاه این نقد، The Challenge بیشتر روی بخش‌های سطحی Squid Game تمرکز کرده و بخش‌های عمیق‌تر و اجتماعی اثر اصلی را کنار گذاشته است.

حاشیه‌های مهم بازی مرکب Squid Game: The Challenge

مهم‌ترین حاشیه فصل اول نه مربوط به نتیجه مسابقه، بلکه مربوط به شرایط فیلم‌برداری بازی اول بود.

پس از انتشار برنامه، تعدادی از شرکت‌کننده‌ها درباره شرایط سخت فیلم‌برداری بازی «چراغ قرمز، چراغ سبز» صحبت کردند.

در آن زمان دو شرکت‌کننده از طریق یک موسسه حقوقی انگلیسی اعلام کردند که به‌دلیل سرمای شدید هنگام فیلم‌برداری دچار مشکلات جسمی شده‌اند و قصد پیگیری قانونی علیه نتفلیکس و شرکت‌های تولیدکننده را دارند.

طبق گزارش The Guardian، فیلم‌برداری این بخش در Cardington Studios در بدفوردشر و در یک دوره هوای بسیار سرد انجام شده بود. نتفلیکس نیز تایید کرده بود که سه شرکت‌کننده در جریان تولید به خدمات پزشکی نیاز پیدا کرده‌اند، اما ادعاهای مربوط به آسیب‌های شدید را رد کرده بود.

این ماجرا با توجه به موضوع اصلی Squid Game اهمیت زیادی پیدا کرد.

برنامه‌ای که قرار بود نسخه واقعی و بدون مرگ بازی‌های سریال باشد، خودش با اتهام‌هایی درباره فشار بیش‌ازحد به شرکت‌کننده‌ها روبه‌رو شد.

همین تناقض باعث شد بحث‌های زیادی درباره مرز میان سرگرمی و بهره‌کشی از شرکت‌کننده‌ها شکل بگیرد.

آیا برنامه ساختگی است؟

یکی از سوال‌هایی که بعد از تماشای چند قسمت ممکن است ایجاد شود این است که آیا اتفاقات برنامه از قبل طراحی شده‌اند یا نه.

باید بین طراحی برنامه و فیلمنامه داشتن آن تفاوت گذاشت.

طبیعی است که چنین مسابقه بزرگی با قوانین دقیق، زمان‌بندی، تدوین و طراحی تلویزیونی ساخته شده باشد. اما شرکت‌کننده‌ها افراد واقعی هستند و حذف آنها در قالب مسابقه اتفاق می‌افتد.

با این حال، تدوین برنامه نقش بسیار مهمی دارد.

از میان صدها ساعت فیلم‌برداری، سازندگان باید داستان مشخصی بسازند؛ به همین دلیل طبیعی است که بعضی شرکت‌کننده‌ها بیشتر دیده شوند و بعضی دیگر تقریبا از تصویر حذف شوند.

این موضوع باعث شده بخشی از جذابیت شخصیت‌ها محصول تدوین هم باشد.

در نتیجه بهتر است برنامه را نه یک مستند کاملا بی‌طرف، بلکه یک رئالیتی شو بسیار بزرگ و مهندسی‌شده ازنظر تولید تلویزیونی در نظر گرفت.

برنده فصل اول چه کسی بود؟

مای وِلِن (Mai Whelan)، بازیکن شماره ۲۸۷ برنده فصل اول شد و جایزه ۴.۵۶ میلیون دلاری را به‌دست آورد.

مسیر او یکی از بخش‌های جذاب فصل اول است، چون شخصیت او در مقایسه با بعضی شرکت‌کننده‌های پرسروصدای دیگر، آرام‌تر شکل می‌گیرد.

همین مسئله نیز با ایده اصلی برنامه هماهنگ است؛ در چنین مسابقه‌ای همیشه پرسروصداترین فرد، خطرناک‌ترین بازیکن نیست.

نقاط قوت Squid Game: The Challenge

* طراحی بسیار خوب بازی‌ها
* دکور و تولید بسیار بزرگ و چشمگیر
* ایجاد تعلیق بدون نیاز به خشونت واقعی
* شرکت‌کننده‌های متنوع و دارای شخصیت‌های متفاوت
* امکان شکل‌گیری اتحادها و استراتژی‌های جذاب
* ریتم مناسب در بیشتر قسمت‌ها
* استفاده موفق از عناصر بصری Squid Game
* جایزه بسیار بزرگ که تصمیم‌های بازیکنان را جدی‌تر می‌کند
* مناسب برای تماشای پشت‌سرهم

نقاط ضعف Squid Game: The Challenge

* تضاد جدی میان پیام سریال اصلی و ماهیت برنامه
* گاهی احساس می‌شود برنامه بیش‌ازاندازه روی گریه و واکنش‌های احساسی تکیه می‌کند
* بعضی شرکت‌کننده‌ها به‌دلیل تعداد زیاد بازیکنان فرصت کافی برای دیده شدن ندارند
* تدوین می‌تواند باعث شود بعضی اتفاقات بیش‌ازاندازه دراماتیک به نظر برسند
* برخی چالش‌ها جذابیت بازی‌های اصلی را ندارند
* در نیمه اول ارتباط گرفتن با همه شرکت‌کننده‌ها دشوار است
* بخشی از جذابیت برنامه به شناخت قبلی از Squid Game وابسته است

آیا بازی مرکب Squid Game: The Challenge ارزش تماشا دارد؟

اگر انتظار یک نسخه واقعی از داستان Squid Game وجود داشته باشد، احتمال ناامیدی زیاد است.

این برنامه قرار نیست داستان Gi-hun یا Front Man را ادامه دهد و قرار نیست درباره دنیای پنهان بازی‌ها اطلاعات تازه‌ای بدهد.

درواقع The Challenge یک مسابقه تلویزیونی است که لباس Squid Game را پوشیده است.

اما اگر با همین انتظار سراغ آن بروید، نتیجه متفاوت خواهد بود.

برنامه ازنظر طراحی بازی، مقیاس تولید و ایجاد تعلیق عملکرد خوبی دارد.

حتی وقتی می‌دانید کسی قرار نیست واقعا کشته شود، باز هم لحظه اعلام حذف می‌تواند استرس‌آور باشد.

دلیلش هم ساده است.

برای شرکت‌کننده، آن لحظه به معنی از‌دست دادن چند میلیون دلار است.

و برای تماشاگر، جذابیت اصلی در همین تفاوت میان خطر واقعی مالی و نبود خطر مرگ شکل می‌گیرد.

 جمع‌بندی نهایی

بازی مرکب Squid Game: The Challenge یک تجربه تلویزیونی سرگرم‌کننده، پرهزینه و گاهی بحث‌برانگیز است که توانسته یکی از شناخته‌شده‌ترین دنیاهای تلویزیونی سال‌های اخیر را به یک مسابقه واقعی تبدیل کند.

بزرگ‌ترین موفقیت برنامه در این است که بازی‌های ساده‌ای مثل چراغ قرمز، چراغ سبز، دالگونا و پل شیشه‌ای را به مسابقه‌هایی تبدیل می‌کند که حتی بدون مرگ واقعی هم تعلیق ایجاد می‌کنند.

اما بزرگ‌ترین ضعف آن نیز دقیقا همین‌جا قرار دارد.

Squid Game اصلی درباره انسانی بود که زیر فشار پول و نابرابری اقتصادی، حاضر می‌شد برای زنده ماندن وارد یک بازی مرگبار شود.

The Challenge همان مفهوم را به یک سرگرمی تلویزیونی تبدیل می‌کند که در آن شرکت‌کننده‌ها برای بردن میلیون‌ها دلار جلوی دوربین رقابت می‌کنند.

این تضاد اخلاقی باعث شده واکنش منتقدان بسیار متفاوت باشد. از یک طرف The Guardian، Entertainment Weekly و Variety برنامه را سرگرم‌کننده و موفق می‌دانند؛ ازطرف دیگر The Hollywood Reporter و چند منتقد دیگر معتقدند برنامه بخش مهمی از پیام اجتماعی Squid Game را ازبین برده است.

با وجود این اختلاف نظر، یک نکته را نمی‌توان انکار کرد:

تماشای Squid Game: The Challenge سخت متوقف می‌شود.

هر قسمت یک سوال تازه ایجاد می‌کند و هرچه تعداد بازیکنان کمتر می‌شود، رقابت جذاب‌تر می‌شود.

برای طرفداران رئالیتی شو، مسابقه‌های استراتژیک و البته کسانی که از دنیای Squid Game لذت برده‌اند، این برنامه ارزش امتحان کردن دارد.

فقط نباید از آن انتظار همان عمق داستانی و نقد اجتماعی سریال اصلی را داشت.

بازی مرکب را با زیرنویس فارسی از هابینا تماشا کنید.