فیلم Mayday یا پیام اضطراری یکی از آن فیلمهایی است که از همان ابتدا مشخص میکند قرار نیست یک تریلر جاسوسی جدی و سنگین باشد. فیلم به جای رفتن به سمت فضای تاریک و سیاسی جنگ سرد، ترکیبی از اکشن، ماجراجویی، کمدی و رفاقت دو شخصیت کاملا متفاوت را انتخاب میکند؛ ترکیبی که بیش از هر چیز به سینمای اکشن دهه ۸۰ میلادی و فیلمهایی مثل Top Gun و آثار رفاقتی آن دوران ادای احترام میکند.
فیلم به کارگردانی جان فرانسیس دالی (John Francis Daley) و جاناتان گلدستین (Jonathan Goldstein) ساخته شده؛ همان زوجی که پیش از این با Game Night و Dungeons & Dragons: Honor Among Thieves نشان داده بودند در ترکیب کمدی با ماجراجویی و اکشن مهارت خوبی دارند. حضور رایان رینولدز (Ryan Reynolds) و کنت برانا (Kenneth Branagh) هم از همان ابتدا مهمترین برگ برنده فیلم به نظر میرسید و در نهایت هم همین رابطه میان این دو بازیگر، بخش قابل توجهی از جذابیت Mayday را شکل میدهد.
اطلاعات فیلم Mayday
| عنوان | اطلاعات |
|---|---|
| نام فیلم | Mayday |
| نام فارسی | پیام اضطراری |
| سال ساخت | ۲۰۲۶ |
| ژانر | اکشن، ماجراجویی، کمدی |
| کارگردان | جان فرانسیس دالی، جاناتان گلدستین |
| نویسندگان | جان فرانسیس دالی، جاناتان گلدستین |
| مدت زمان | ۱ ساعت و ۵۰ دقیقه |
| درجه سنی | PG-13 |
| زبان | انگلیسی |
| محصول | آمریکا |
| پلتفرم پخش | Apple TV |
| تاریخ انتشار | ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ |
خلاصه داستان فیلم Mayday
داستان در سال ۱۹۸۷ و در روزهای جنگ سرد اتفاق میافتد. تروی کلی، خلبان نیروی دریایی آمریکا با نام رمز «Assassin»، در جریان یک ماموریت محرمانه وارد قلمرو شوروی میشود. ماموریتی که قرار است یک عملیات نظامی خطرناک باشد، خیلی زود از کنترل خارج میشود و تروی در خاک دشمن سقوط میکند.
در شرایطی که دستگیری برای او میتواند پایان کار باشد، تروی توسط نیکلای اوستینوف، یکی از نیروهای سابق کاگب، پیدا میشود. نیکلای برخلاف تصویری که از یک مامور سابق شوروی انتظار میرود، شیفته فرهنگ آمریکایی است و علاقه خاصی به فیلم Top Gun و موسیقی آمریکایی دارد.
همین تضاد عجیب، موتور اصلی داستان را روشن میکند.
تروی یک آمریکایی مغرور و پرحرف است که بیشتر دوست دارد خودش را از دردسر نجات دهد و نیکلای مردی روس، آرام و عجیب است که علاقه زیادی به فرهنگ کشوری دارد که سالها دشمن آن محسوب میشده است.
این دو ابتدا به یکدیگر اعتماد ندارند، اما شرایط مجبورشان میکند برای فرار از نیروهای شوروی با هم همکاری کنند. از اینجا به بعد، فیلم از یک ماموریت جاسوسی به یک ماجراجویی جادهای تبدیل میشود که در آن تعقیب و گریز، درگیری، فرار، شوخی و البته شکل گرفتن یک رفاقت غیرمنتظره کنار هم قرار میگیرند.
بازیگران فیلم Mayday
| بازیگر | نقش |
|---|---|
| رایان رینولدز (Ryan Reynolds) | تروی کلی / Troy Kelly |
| کنت برانا (Kenneth Branagh) | نیکلای اوستینوف / Nikolai Ustinov |
| مارچین دوروچینسکی (Marcin Dorociński) | الکساندر ولکوف / Alexander Volkov |
| ماریا باکالوا (Maria Bakalova) | آنا اوستینوف / Anna Ustinov |
| دیوید مورس (David Morse) | هارولد کلی / Harold Kelly |
| کلارک جانسون (Clark Johnson) | فرمانده کیت هاردویک / CDR Keith Hardwick |
| وندی کروسن (Wendy Crewson) | کارن میدوز / Karen Meadows |
| لوئیس کانسلمی (Louis Cancelmi) | پیت سندرز / Pete Sanders |
| الکس مالاری جونیور (Alex Mallari Jr.) | دنی «لانگشات» باورز / Danny “Longshot” Bowers |
| لاول آدامز-گری (Lovell Adams-Gray) | توماس «بومر» گارسیا / Tomas “Boomer” Garcia |
| الکس اوزروف-مایر (Alex Ozerov-Meyer) | ویکتور / Viktor |
نقد و بررسی فیلم Mayday
یک فیلم نوستالژیک که خودش هم میداند نوستالژیک است
مهمترین نکته درباره Mayday این است که فیلم هیچ تلاشی برای پنهان کردن علاقه خود به سینمای دهه ۸۰ ندارد.
از فضای جنگ سرد گرفته تا هواپیماهای نظامی، موسیقی، لباسها، شوخیها، تعقیب و گریزها و حتی نوع رابطه میان دو شخصیت اصلی، همه چیز یادآور دورهای از سینمای آمریکا است که فیلمهای اکشن و رفاقتی بخش مهمی از جریان اصلی سینما بودند.
مشکل اینجاست که فیلم گاهی بیش از اندازه به این نوستالژی تکیه میکند. بعضی شوخیها و ارجاعها بیشتر از اینکه به پیشرفت داستان کمک کنند، برای یادآوری یک فیلم یا حال و هوای قدیمی وارد قصه شدهاند.
با این حال، این انتخاب کاملا بیاثر نیست. Mayday به دلیل همین لحن سبک و سرحال، برخلاف بسیاری از فیلمهای اکشن امروزی، بیش از اندازه خودش را جدی نمیگیرد.
رایان رینولدز؛ همان شخصیت همیشگی، اما این بار مناسب نقش
رایان رینولدز برای بازی در نقش تروی کلی انتخاب عجیبی نیست.
تروی همان نوع شخصیت پرحرف، با اعتماد به نفس و شوخطبعی است که رینولدز بارها آن را بازی کرده است. بنابراین اگر کسی انتظار داشته باشد Mayday چهره تازهای از رینولدز نشان دهد، احتمالا ناامید خواهد شد.
با این حال، اینجا انتخاب بازیگر با شخصیت کاملا هماهنگ است.
تروی باید یک خلبان جسور و کمی خودشیفته باشد که در موقعیتهای خطرناک هم نمیتواند زبانش را کنترل کند. رینولدز این بخش را به خوبی اجرا میکند و شوخیهای او معمولا با ریتم فیلم هماهنگ هستند.
اما یک ایراد جدی هم وجود دارد: گاهی حس میشود به جای دیدن تروی کلی، همان شخصیت آشنای رایان رینولدز دیده میشود که فقط لباس خلبانی پوشیده است.
این نکته دقیقا همان چیزی است که برخی منتقدان هم روی آن دست گذاشتهاند. حتی نقد RogerEbert.com اشاره میکند که در بعضی لحظهها رینولدز بیشتر شبیه نسخه دیگری از شخصیت همیشگی خودش به نظر میرسد.
کنت برانا؛ برگ برنده واقعی فیلم
اگر قرار باشد فقط یک دلیل برای تماشای Mayday انتخاب شود، احتمالا باید نام کنت برانا را آورد.
نیکلای اوستینوف روی کاغذ میتوانست به یک شخصیت کلیشهای تبدیل شود؛ یک مامور سابق کاگب که از حکومت شوروی سرخورده شده و به فرهنگ آمریکا علاقه دارد.
اما برانا کاری میکند که این شخصیت صرفا یک وسیله برای خنداندن تماشاگر نباشد.
او نیکلای را همزمان عجیب، دوستداشتنی، خندهدار و تا حدی آسیبپذیر بازی میکند. علاقه شدید نیکلای به آمریکا و فیلم Top Gun یکی از منابع اصلی طنز فیلم است، اما بازی برانا باعث میشود شخصیت در حد یک شوخی طولانی باقی نماند.
این موضوع در نقدهای منتشرشده هم بارها دیده میشود. Rotten Tomatoes در جمعبندی نظر منتقدان، اجرای برانا را یکی از نقاط قوت اصلی فیلم دانسته و RogerEbert.com نیز او را مهمترین عامل جذابیت فیلم معرفی کرده است.
حتی The Guardian هم رابطه میان رینولدز و برانا را یکی از نقاط قوت فیلم دانسته و به ترکیب عجیب اما سرگرمکننده این دو اشاره کرده است.
رابطه تروی و نیکلای؛ قلب واقعی Mayday
فیلم در ظاهر درباره یک خلبان آمریکایی است که باید از خاک شوروی فرار کند، اما در عمل درباره دو آدم است که در شرایطی غیرعادی مجبور میشوند یکدیگر را بشناسند.
تروی در ابتدا نیکلای را یک دشمن میبیند و نیکلای هم دلیل زیادی برای اعتماد به یک خلبان آمریکایی ندارد.
اما هرچه داستان جلوتر میرود، تفاوتهای میان آنها تبدیل به نقطه قوت رابطه میشود.
یکی پرحرف و شوخ است و دیگری آرام و خشک. یکی شیفته آمریکاست و دیگری از جایی میآید که سالها آمریکا را دشمن خود میدانسته است.
این تضاد دقیقا همان چیزی است که فیلم را سرپا نگه میدارد.
اگر رابطه این دو شخصیت جواب نمیداد، احتمالا Mayday به یک فیلم اکشن متوسط با چند شوخی پراکنده تبدیل میشد. اما شیمی میان رینولدز و برانا باعث شده حتی بخشهایی که داستان کمی قابل پیشبینی میشود، همچنان دیدنی باقی بماند.
اکشن و صحنههای تعقیب و گریز
از نظر بصری، Mayday عملکردی بهتر از چیزی دارد که از یک فیلم مخصوص پلتفرم انتظار میرود.
فیلم از هواپیماهای نظامی، تعقیب و گریز با خودرو، درگیریهای تن به تن، فرار و موقعیتهای خطرناک استفاده میکند و تلاش میکند ریتم را بالا نگه دارد.
یکی از نقاط قوت مهم فیلم، تدوین و ریتم آن است. حتی وقتی داستان چیز تازهای برای ارائه ندارد، فیلم معمولا اجازه نمیدهد صحنهها بیش از اندازه کش پیدا کنند.
RogerEbert.com نیز روی همین موضوع تاکید کرده و فیلمبرداری بری پیترسون و جریان مناسب صحنههای اکشن را از نقاط مثبت فیلم دانسته است.
The Guardian هم به درگیریهای تن به تن و تعقیب و گریزهای پایانی اشاره کرده و آنها را از بخشهای سرگرمکننده فیلم دانسته است.
البته بعضی جلوههای رایانهای کاملا طبیعی به نظر نمیرسند و در چند صحنه مشخص میشود که فیلم در استفاده از تصاویر دیجیتال کمی بیش از اندازه به جلوههای رایانهای تکیه کرده است.
فیلمنامه؛ سرگرمکننده اما نه خیلی تازه
بزرگترین ضعف Mayday شاید همین جا باشد.
داستان جذاب است، اما چندان تازه نیست.
فرمول «دو آدم متفاوت که مجبور میشوند برای بقا کنار هم قرار بگیرند» بارها در سینما استفاده شده است. از طرف دیگر، مسیر داستان هم چندان غافلگیرکننده نیست.
تقریبا میشود حدس زد که رابطه تروی و نیکلای به کجا میرود، چه کسی قرار است اعتماد کند و چه کسی قرار است در لحظه حساس به کمک دیگری بیاید.
با این حال، Mayday بیشتر از اینکه روی غافلگیری داستانی حساب کند، روی اجرای همین فرمول حساب باز کرده است.
به همین دلیل، ایراد فیلمنامه بیشتر زمانی به چشم میآید که انتظار یک فیلم جاسوسی جدی وجود داشته باشد. اگر فیلم با انتظار یک اکشن کمدی سبک تماشا شود، ضعفهای فیلمنامه کمتر آزاردهنده خواهند بود.
TheWrap نیز فیلم را از نظر داستانی چندان جسور نمیداند، اما در عین حال کیفیت ساخت آن را در حد آثار بزرگ سینمایی ارزیابی کرده است.
نقدهای سایتهای معتبر درباره Mayday
امتیاز منتقدان: ۸۳ درصد
امتیاز مخاطبان: ۶۸ درصد
بر اساس بیش از ۱۰۰ نقد ثبتشده، استقبال منتقدان از فیلم در مجموع مثبت بوده است. جمعبندی Rotten Tomatoes بیشتر روی سرگرمکننده بودن فیلم، شوخیهای مناسب و اجرای کنت برانا تاکید دارد.
Metacritic
امتیاز: حدود ۶۰ از ۱۰۰
امتیاز Metacritic نشان میدهد منتقدان نسبت به فیلم موضعی میانه داشتهاند؛ یعنی فیلم برای بسیاری از آنها سرگرمکننده بوده، اما از نظر داستان و تازگی در حد یک اثر برجسته قرار نگرفته است.
IMDb
امتیاز کاربران: ۶.۸ از ۱۰
این امتیاز نشان میدهد واکنش مخاطبان هم بیشتر در محدوده «متوسط رو به خوب» قرار دارد؛ یعنی Mayday برای طرفداران اکشن و کمدی رفاقتی انتخاب قابل قبولی است، اما هنوز فاصله زیادی با یک فیلم محبوب جریان اصلی دارد.
RogerEbert.com
امتیاز: ۳ از ۴
نقد Brian Tallerico فیلم را یک ادای احترام سرگرمکننده به فیلمهای دهه ۸۰ میداند و اجرای کنت برانا، کارگردانی روان و ریتم مناسب را از نقاط قوت آن معرفی میکند. در مقابل، استفاده بیش از اندازه از شخصیت همیشگی رایان رینولدز و کمعمق بودن بعضی شخصیتهای فرعی از ضعفهای فیلم هستند.
The Guardian
نقد Peter Bradshaw روی بخش کمدی و رابطه میان دو بازیگر اصلی تاکید دارد. از نگاه این نقد، فیلم از نظر منطق داستانی چندان جدی نیست، اما در بخش شوخی، اکشن و شیمی میان رینولدز و برانا موفق عمل میکند.
Variety
Todd Gilchrist فیلم را نوعی نسخه امروزی از Top Gun دانسته که علاوه بر کمدی رفاقتی، حال و هوای فیلم جادهای و ماجراجویی بینالمللی را هم در خود دارد. این نقد همچنین به قلب و احساس غیرمنتظره فیلم اشاره میکند.
Los Angeles Times
Mary McNamara فیلم را ترکیبی از جنگ سرد، Top Gun و فرمول فیلمهای رفاقتی میداند و تاکید میکند که به نظر میرسد رینولدز و برانا هنگام بازی در کنار یکدیگر واقعا از حضور در فیلم لذت بردهاند. همین انرژی به تماشاگر هم منتقل میشود.
جدول امتیازهای فیلم Mayday
| سایت | امتیاز |
|---|---|
| IMDb | ۶.۸ از ۱۰ |
| Rotten Tomatoes - منتقدان | ۸۳٪ |
| Rotten Tomatoes - مخاطبان | ۶۸٪ |
| Metacritic | حدود ۶۰ از ۱۰۰ |
| RogerEbert.com | ۳ از ۴ |
| TheWrap | ۳ از ۵ |
| Variety | حدود ۴ از ۵ در مقیاس متاسکور گزارششده |
حاشیه و نکات قابل توجه درباره Mayday
یکی از نکات جالب درباره فیلم این است که Mayday داستان واقعی نیست و بر اساس یک ماجرای واقعی جنگ سرد ساخته نشده است. با وجود فضای جاسوسی و حضور یک خلبان آمریکایی و مامور سابق کاگب، داستان فیلم یک فیلمنامه اورجینال است.
از طرف دیگر، فیلم در ابتدا توجه زیادی را به دلیل حضور همزمان رایان رینولدز و کنت برانا به خود جلب کرد؛ دو بازیگری که ترکیب آنها روی کاغذ چندان قابل پیشبینی نبود.
نکته دیگر، تصمیم Apple برای عرضه فیلم به صورت یک اثر پلتفرمی است. برخی منتقدان معتقد بودند کیفیت فیلم، به ویژه فیلمبرداری و صحنههای هوایی، ظرفیت نمایش روی پرده بزرگ را داشت. در نقدهای منتشرشده نیز چند بار به این نکته اشاره شده که Mayday از نظر تولید، بیشتر شبیه یک فیلم سینمایی بزرگ است تا یک محصول معمولی برای پخش خانگی.
همچنین بخشهایی از فیلم به شکل مستقیم و غیرمستقیم به Top Gun و فرهنگ عامه دهه ۸۰ اشاره دارند. این ارجاعها برای کسانی که با سینمای آن دوره آشنا هستند جذابتر خواهد بود، اما برای مخاطبی که ارتباطی با آن دوران ندارد، بعضی از شوخیها ممکن است تاثیر کمتری داشته باشند.
نقاط قوت فیلم Mayday
شیمی بسیار خوب میان رایان رینولدز و کنت برانا
اجرای متفاوت و جذاب کنت برانا
ریتم مناسب و جلوگیری از کش آمدن داستان
صحنههای اکشن قابل قبول
فیلمبرداری خوب
فضای نوستالژیک دهه ۸۰
ترکیب مناسب کمدی و ماجراجویی
استفاده خوب از تضاد فرهنگی دو شخصیت اصلی
مناسب برای تماشای تفریحی و بدون انتظار یک تریلر جاسوسی سنگین
نقاط ضعف فیلم Mayday
داستان تا حد زیادی قابل پیشبینی است
رایان رینولدز گاهی بیش از اندازه شبیه شخصیتهای قبلی خودش بازی میکند
بعضی شخصیتهای فرعی فرصت کافی برای شکل گرفتن ندارند
برخی شوخیها بیش از اندازه به نوستالژی دهه ۸۰ وابسته هستند
چند جلوه رایانهای کیفیت یکدستی ندارند
اگر انتظار یک فیلم جاسوسی جدی وجود داشته باشد، احتمالا فیلم ساده به نظر میرسد
آیا فیلم Mayday ارزش دیدن دارد؟
اگر قرار باشد Mayday به عنوان یک فیلم جاسوسی یا سیاسی جدی قضاوت شود، اثر چندان قدرتمندی نیست. داستان پیچیدگی خاصی ندارد و اتفاقات مهم آن تا حد زیادی قابل حدس هستند.
اما چنین انتظاری با چیزی که فیلم قصد ارائه آن را دارد، همخوانی ندارد.
Mayday بیشتر یک فیلم اکشن رفاقتی سرگرمکننده است؛ اثری که میخواهد حال و هوای فیلمهای دهه ۸۰ را زنده کند، چند صحنه اکشن خوب داشته باشد، شوخی کند و در نهایت رابطه دو شخصیت کاملا متفاوت را به نقطهای دوستداشتنی برساند.
در این چارچوب، فیلم موفقتر عمل میکند.
مهمترین دلیل هم کنت برانا است. حضور او در کنار رایان رینولدز باعث شده فیلم شخصیتی پیدا کند که شاید با یک بازیگر دیگر به راحتی از دست میرفت. برانا اجازه نمیدهد نیکلای تبدیل به یک کلیشه ساده شود و همین موضوع رابطه دو شخصیت اصلی را جذابتر میکند.
جمع بندی نهایی
Mayday فیلمی نیست که قرار باشد ژانر اکشن یا فیلمهای جاسوسی را متحول کند. داستان آن آشناست، شخصیتها در مسیرهای قابل پیشبینی حرکت میکنند و بخش زیادی از جذابیت فیلم به فرمول قدیمی «دو شخصیت متفاوت که مجبور به همکاری میشوند» وابسته است.
اما چیزی که فیلم کمبود نوآوری دارد، با انرژی، بازی خوب و ریتم مناسب جبران میشود.
رایان رینولدز همان شخصیت شوخ و طعنهزن آشنای خود را ارائه میدهد، اما در مقابل کنت برانا با بازی بسیار سرگرمکننده و متفاوت خود عملا بخش مهمی از فیلم را در اختیار میگیرد. رابطه میان این دو نفر نیز آنقدر خوب شکل گرفته که حتی وقتی داستان وارد بخشهای قابل پیشبینی میشود، همچنان تماشای فیلم لذتبخش باقی میماند.
در نهایت، Mayday یک اکشن کمدی خوش ساخت و سرگرمکننده است؛ نه بیشتر و نه کمتر. اگر قرار باشد فیلمی برای یک شب تماشا انتخاب شود که هم اکشن داشته باشد، هم شوخی، هم فضای نوستالژیک و هم دو بازیگر شناخته شده که در کنار هم انرژی خوبی ایجاد میکنند، این فیلم انتخاب قابل قبولی است.